پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱  ٢:۱٧ ‎ب.ظ    نوشته شده توسط :  مهرانا

من از صدای گریه تو

به غربت بـ ـارونــــــ رسیدم

تو چشات باغ بـ ـارونــــــ زده دیدم

چشم تو همرنگ یه باغه

تو غربت غروب پاییز

مثل من از یه درد کهنه لبریز

با تو بوی کاهگل و خاک

عطر کوچه باغ نمناک

زنده می شه

با تو بوی خاک و بـ ـارونــــــ

عطر پیر یک گلابدون

زنده می شه

تو مثل شهر کوچک من

هنوز برام خاطره سازی

هنوزم قبله معصوم نیازی

تو مثل یاد بازی من

تو کوچه های پیر و خاکی

هنوزم برای من عزیز و پاکی

چشمات ادامه غروبه

غروب شهر خسته من

تو چشات کهنه ها رو تازه کردم

تو مثل یک پل عبوری

طلوع قله های دوری

مثل گل عاشق شبنم و نوری

با تو بوی کاهگل و خاک

عطر کوچه باغ نمناک

زنده می شه

با تو بوی خاک و بـ ـارونــــــ

عطر پیر یک گلابدون

زنده می شه

صدای تو صدای بازی

تو کوچه های پرغبار

لحظه دویدن و ترس فراره

قصه خوشبختی دیروز

به چشم من مثل سرابه

موندنت برای من تعبیر خوابه


برچسب‌ها:



نظرات ()