وای ؛ بـ ـارانــــــ بـ ـارانــــــ

وای ؛ بـ ـارانــــــ بـ ـارانــــــ

شیشه ی پنجره را بـ ـارانــــــ شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای بـ ـارانــــــ بـ ـارانــــــ

پر مرغان نگاهم را شست.

«حمید مصدق»

/ 40 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایرج

سلام مهرانا خانم ببخش دیر اومدم مثل همیشه عالی و باطراوت نوشتی ممنون از دعوتت

ایرج

سلام مهرانا خانم ببخش دیر اومدم مثل همیشه عالی و باطراوت نوشتی ممنون از دعوتت

Rain boy

سلام. اپم. وقت کردی یه سر بهم بزن. ممنون[گل]

درد دل با دل

سلام خوبی؟ یادش بخیر ما هم زمانی دوستانی داشتیم که اگه کار داشتیم یا سرمون شلوغ بود بهمون سر میزد اما حیف.................. دیگه کسی مارو دوست نداره [گریه]

Rain boy

جواب هردوسوال اینه: گفتم هرکی میخواد منو بشناسه اینجوری یخورده منم کمکش کنم.

محب ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم[گل] اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل] سلام علیکم[گل] •۩▓۩▬►♥•۩▓۩•|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|•۩▓۩▬►♥•۩▓۩• حضرت امام زين العابدين(عليه السلام): از خداى متعال به خاطر قدرتش بر تو بترس، و به خاطر نزديكى اش به تو، از او شرم و حيا داشته باش.[گل]

نازنین

نگاهت تخم ِ کبوتر را می ماند برای زبان بسته دلم ! سلام دوست جوووووووونيم آپممممممممممممم زود بياااااااااااااااااا[قلب][قلب][قلب]

دریا

با من حرف بزن مثل یک پیراهن نارنجی با روز مثل وقتی که ابر صرف شستن یک سنگ می کند . مثل وقتی که صرف ِ همین شعر می شود با من حرف بزن مثل یک بازی در وسط تابستان و به چیزی فکر نکن می دانم زمین گرد است و جاذبه در پای درختان سیب بیش تر است

nazanin

همه مرا ... به خنده های باصدا می شناسند ؛... این بالش بیچاره ، به گریه های بی صدا ... ! . . . سلام دوست عزيزم آپمممممممممممممممم زود بيااااااااااااااااا ژكه خوشحال ميشم[قلب]